ابزار
نقشه سایت
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
آمار بازدیدکنندگان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده


 مقدمه  

                                                                                    بسمه تعالی

از نوجوانی و در زمانی که در دبیرستان دریانی قدیم ( قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ) و دکتر شریعتی امروزی، شهرستان خوانسار، درس می خواندم، گاهی در تنهایی خودم ، مطالبی می نوشتم از هر نوع و موضوعی ،گاهی داستان ،زمانی شعرهای بی سروته ،و گاهی اوقات برداشتی ،حرف دلی و خلاصه آنچه که نوک قلم تحت فرمان ذهن و فکر نوجوانی روی کاغذ های کاهی ، به حرکت در می آمد .
متاسفانه خیلی از این یادداشت ها ، که اسم آن را امروز میگذارم "یادداشت های تنهایی " موجود نیست و از بین رفته است،اما اندکی که هنوز باقی است را عیناً به مرور جهت اطلاع خوانندگان عزیز در سایت قرار داده خواهد شد.
 
                                                                                                                                6/6/1388
                                                                                                      سید علی میرباقری-تهران
 24 آبان 1363 
 
 
بنــام خـــدا
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون
 
عباس عزیز، هر بهار با خاطرة تولد تو، و هر پائیز با یاد شهادت تو در گردش است، و امسال نیز بیست و چهارم آبان ماه، دومین سالگرد شهادت افتخار آفرین توست و هنوز پس ازگذشت دو سال از شهادتت، این خط خونین و سرخی که تو در دشت لاله گون عین خوش بر خاک آغشته به دود و خون نوشتی، نوشته میشود و هنوز بانگ تکبیر و لا اله الا الله تو و یاران با وفایت در دشت عباس و در سراسر جبهه های خونین جنوب طنین انداز است.
عباس شهید، هنوز هم نامه هایی که از جنوب برای پدر و مادر و برادران و خواهران نوشتی که جبهه میعادگاه ملاقات با خداست و درک معنویات زندگی، و . . . و آنجا، شهر شما، محیط آلودگی و کثافت مادی و قیل و قال زندگی حیوانی و جو گناه . . . آذین بند خانه و هزار و یکشب زندگی امان است و خصوص وصیتنامه ات که تراوش از روح ملکوتی و خدائی ات بود، گنجینه ای گرانبها بر ما و یاران و دوستانت و درس زندگی امان!
پرچم دار جبهه های خونین جنوب، تو خود می دانی که همة آن کسانی را که، بسوی تو پرتو گشودند و همانند تو شهادت را در آغوش کشیدند، وظیفه اشان را خوب انجام دادند، اما نمی دانیم آنها که مانده اند چه می کنند!
نمی دانیم همان گونه که خودت در وصیت نامه ات نوشتی، دوستانت در بسیج و سپاه و انجمن اسلامی و ... با اعمال و کردار و گفتارشان خوشنودی دشمنان اسلام را فراهم می آورند یا خوشنودی دوستداران اسلام و مسلمین! و آیا خون شهیدان را پاس می دارند یا پایمال! در هر جهت از همان چیزی که تو می ترسیدی، ما هم می ترسیم!
عبـاس عـزیـز:
شهادت تو، اگر چه افتخاری بزرگ بر ما بود، اما سخت شکننده و طاقت فرساست، یاد تو، یاد بی آلایشی و سادگی و وقار و سنگینی تو، و یاد تقوا و صبر و استقامت تو و یاد خدا ترسی تو و خاطرة وفای تو، عجیب سخت و ناراحت کننده است و اگر رفتن تو، وظیفه نبود و اگر انتخاب تو، با شناخت و عمیق و دیدی بس بزرگ نبود، هرگز، امکان ماندنمان بی تو نبود.
عبـاس شاهد:
امسال نیز در سر آغاز سومین سال شهادتت، بخاطر تجدید خاطرة پرچمداریهای شجاعانة تو و هم رزمانت در میدانهای سربازان اسلام در (عملیات پیروزمندانة محرم) محرم سال 1361 یکبار دیگر فرازهایی از وصیت نامه ات را به دست دوستان و آشنایانت می دهیم، به این امید که همگی ادامه دهندة راه تو و دیگر شهدای انقلاب اسلامی باشیم.
                                       
                                                                                 از طرف خانـواده ات
                                                                                  علـی 24/08/1363                                              
                                         
            
 5 آذر 1390 

 

بنـام خـدا
شیـخ الشـریعـه
5/9/1390
 
در هفته گذشته، حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین شریعتی، مشهور به شیخ الشریعه از اعضای مؤثر دفتر امام(ره)، در بیمارستان درگذشت و متأسفانه از جمع یاران با صفا و صادق و صمیمی حضرت امام (ره) یکی دیگر کم شد. شریعتی مرد بزرگ و بی ادعایی بود، شریعتی یار و یاور همیشگی روزهای سخت و غربت و تنهایی امام بود و در طول عمر مؤثر و با برکت خویش حتی یک لحظه در همراهی و دفاع از تفکر و اندیشه و راه امام خمینی و بیت معظم ایشان، کوتاهی و غفلت ننمود.
خواص، شیخ الشریعه را کاملاً می شناختند و از همراهی و همدلی ایشان با بیت امام راحل و بخصوص ارتباط و آشنایی صادقانه و قدیمی با مرحوم حاج احمد آقا و تأثیر شخصیت او تلاش های گسترده آن مرحوم در مبارزه با رژیم پهلوی کاملاً آشنا بودند چنانکه مرحوم شریعتی با حضور در دفتر امام، تأثیر زیادی در روند ادارۀ کشور در دوران پس از انقلاب و جنگ تحمیلی داشت، اما مردم عادی هیچگاه از این جایگاه مطلع نشدند چون شیخ الشریعه، مثل همیشه در درون مردم و با مردم بود و همانند مردم زندگی کرد. در قبل و بعد از انقلاب روش زندگی اش، هیچوقت تغییر نکرد و هیچگاه ماشین اختصاصی و راننده و اعوان و انصار برای خود استخدام نکرد.
برای رفت و آمدهای روزانه خود به محل کار و منزل و . . . همیشه از اتومبیل های عبوری و یا بستگان و دوستان استفاده می کرد، بارها دیده بودم که در هوای گرم تابستان، از تهران به قم و یا شهرستان، با نشستن در جلوی وانت بار رفت و آمد می کرد، شریعتی بعنوان سربازی پاکباز و بی ادعا همیشه با مردم بود و هیچگاه درب منزلش را بر روی کسی نبست، بسیار باهوش و صادق و با ایمان بود.
صداقت و سلامتش همیشه در یادها خواهد ماند و جای خالی اش هیچگاه قابل جبران نیست. یادش گرامی باد.
 سیدعلی میرباقری
 10 اسفند 1375  
 
                                                                          بنام خدا
هیچ حرکتی بدون محرک ، در هیچ کجای عالم ، امکان وجود ندارد .درست است که آب رودخانه تحت جاذبه و بر اساس اختلاف سطح بدنبال دریا است اما واقعیت این است که قطره ها به عشق جوی ، بهم پیوسته اند و جویبارها ،با کشش رودخانه همدیگر را پیدا کرده اند و رودخانه ها برای پیوستن به دریا ، تاختن و در نوردیدن را آغاز کرده اند.
رودخانه ،تلاش می کند زنده بماند و برای اینکه بماند می غرد،می غلطد و همه چیز را در می نوردد تا به معشوق و هدف نهایی خود برسد!
زندگی یعنی تاختن و رفتن و در نوردیدن همه چیز تا به خدا رسیدن ، زندگی یعنی سرعت ،یعنی فریاد و غلیان و غرش ،زندگی یعنی تلاطم و جنگ و طپش و تکان !
در زندگی اگر سروصدا و جنب وجوش و حیات نباشد ،مثل رود آرام و ساکت است که گرچه میرود ! اما در گوشه و کنارش موش های صحرائی لانه میگیرند و خزه های هرز با مور و مگس جا می گزینند و زیر آب را لجن فرا می گیرد و روی آن را چرک و کثافت !
بالاخره زندگی ،زنده بودن نیست ،رمز زندگی شوق و نشاط و امید آخرین است.چون رود باید با اتصال به گذشته و آن را ،چراغ راه آینده قراردادن ، تاخت و رفت و خود را به اقیانوس بیکران هستی پیوند زد.
امید به آینده ،دل به فردا و فرداها بستن و به انتظار افق روشن ایستادن و سپیده دم را نظاره کردن ، راه موفق زنده بودن است.باید امید داشت که آینده روشن تر از گذشته است و فردا که می آید موفق تر از دیروز است.
                                                                                      ساعت 1 بامداد-جمعه ،منزل،تهران
 26 فروردین 1378 
بنام خدا
در شرایطی که جهل و جور هم داستان شوند ، آدم عدالت خواه و امام شناس ، آدم مبتکر و خلاق ، آدم عاشق ، آدم جسور و شجاع و ... کم کم از صحنۀ عمل کنار میرود و انسان عدالت تباه و انسان آراسته و آرام ، انسان معشوق پیشه ، انسان زبون و ذلیل در صحنه مسلط می شود و دست به هر کاری میزند تا باشد .
چون جاهل است ، دروغ و ظلم و تخریب و تهدید و تعدیل و تکفیر و تکذیب ، فضل و فخر می شود و هرچه بیشتر و بهتر تخریب و تکذیب کند راضی تر و راحت تر است !
چون عدالت تباه است ، دین و اخلاق ندارد ! چون امام خواه است ، جبهه و مرز نمی شناسد ، چون آرام و آراسته است مقبول و معقول است ، چون عشق باز و معشوق پیشه است ، همرنگ و تابع است ، و چون ترسو و ذلیل است ، خطر ناک و فاجعه آفرین است!
چون ریشه و اصالت ندارد، جرأت و جسارت ندارد و در نتیجه همیشه در پوشش یک مفهموم اصالت دار ، در پشت سر یک آدم بزرگ و امام ، یک مفهوم ریشه دار قرار می گیرد و پشت سر واقعیت ها مخفی می گردد و اصالت ها و ریشه ها را سپر میگردد تا اولاً نقاب سیاه جهل و جور با رمی شعور از چهره اش نیفتد ، ثانیاً حق پرستان فهیم و اندیشمندان امام شناس و شجاع ، اگر خواستند تیر رسوا گر و گلولۀ روشنگری را بر این نقاب داران سیاه پرتاب کنند دست و دلشان بلرزد که نکند چهرۀ پاک امام و واقعیت های اصیل ، خدشه بردارد و وجدان قدسی ایمان جریحه دار شود !
و این است که اگر انسان سکوت کند ، به عقد شوم جهل و جور کمک کرده است و هر روز شاهد زادو ولد فرزندان نامشروعشان که تحریف و جمود و جعل و دروغ و تخریب است ، تن در د اده است !
و اگر بتازد حجتهای راستینی که در آن میان هستند و بهشان عشق می ورزد را صدمه زده است ! می بینی برادر که چه درد جانسوز و چه کار دشواریست امام شناس بودن و عاشق بودن و در حد خود فهمیدن .
                                                                                دفتر - تهران -ساعت 9 صبح
 12 اسفند 1389 
بسمه تعالی
تهران،وزارت کشور-ساعت 14:00
 
دیروز شخصی بزرگوار تلفن زد و از سرمقاله روزنامه آرمان در مورد هاشمی رفسنجانی که نوشته بودم ، تعریف و تشکر کرد . اما مدعی بود که هاشمی را خیلی بزرگ کرده ام و حفظ و اقتدار نظام جمهوری اسلامی را به حفظ و اقتدار هاشمی گره زده ام ، و . . . نتیجه گرفت این تفکر ، ریشۀ سلطنتی و شاهنشاهی دارد ! ؟
به او گفتم :
مسائل کشور اعم از سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، بعنوان یک پدیدۀ علمی ، باید در ظرف زمان و مکان خودش ، مورد ارزیابی قرار بگیرند ! درست است که از نظر منطقی در بین پدیده های عالم ، تنها چیزی که اصالت دارد ، رابطه بین این پدیده هاست و نه رابطه بین افراد . اما زمانی سلطنت و شاه و شاهنشاهی خودش یک پدیده اجتماعی بود که امروز دیگر تاریخ مصرف ندارند ، کما اینکه تا قبل از رنسانس در اروپا ، تقریباً همه پدیده های سیاسی عالم ، بنوعی شاهنشاهی بود اما در این روزها ، آخرین رگه های سیاسی آن در کشورهای عربی ، در حال سوختن و نابود شدن است. فلذا طرح اندیشه و تفکر شاهنشاهی ، قیاس مع الفارق است اما به نظر اینجانب ، افراد واقعیت هایی هستند که در ظرف زمان و مکان ممکن است روابط بین آنها و سایر پدیده ها ی اجتماعی بنوعی باشد که می توانند بر آنها اثر گذار باشند و اگر چه ممکن است این رابطه اصالت نداشته باشد و مقطعی باشد اما گاهی وجود دارند. امام خمینی یکی از شخصیتهای مثال زدنی در این زمینه است .
هاشمی هم مثل همه افراد عالم ، انسان است و حتماً اشتباهاتی دارد که همیشه در کنار همه باید نقدِ منصفانه شود و نمی توان حکم قاطع داد که افراد یا سیاه هستند و یا سفید و حتماً بین سیاهی و سفیدی ، طیف های مختلف رنگی وجود دارند که از سیاهی به سفیدی می رسند ، سیاهی نبودن نور است و سفیدی وجود همه نور ! بنابراین سیاهی مطلق و یا سفیدی کامل، وجود خارجی ندارند!
اصولاً در مسائل اجتماعی تابو تراشی بسیار خطرناک و کشنده است و نباید کاری کرد که انسانها و جریان های سیاسی و یا جایگاهها ، تبدیل به تابو شوند ، اما عدالت ، انسانیت ، قدرشناسی مفاهیمی هستند که همیشه باید محترم شمرده شوند. اینها فضیلت هایی هستند که به عنوان روح حیات اجتماعی ، عمل می کنند ، نباید کاری کنیم که انسانیت و ارزش های انسانی ضرورت خدشه دار شود . هاشمی به ایران و نظام اسلامی خدمت کرده است و در حد فهم و درک خودش برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، کار کرده اس و شایسته قدرشناسی است . از طرفی اینجانب هم در حد فهم و درک خودم از مسائل سیاسی کشور اعتقاد دارم که در شرایط موجود ، بهترین گزینه برای ریاست مجلس خبرگان رهبری هاشمی رفسنجانی است و در شرایط موجود ، حفظ واعتبار هاشمی ، به حفظ نظام و اعتبار نظام کمک می کند .
هاشمی شخصیت بزرگی است اما بزرگی هاشمی و حفظ هاشمی و اعتبار او نباید به بزرگی نظام مردم و جامعه گره بخورد ، ممکن است فقط اعتبار هاشمی ، حفظ اعتبار نظام و جامعه باشد ، اما لزوماً حفظ اعتبار نظام و جامعه هیچ ارتباطی با هاشمی ندارد ، اگر هاشمی نباشد ، نظام هست ، اما اگر نظام نباشد ،  هاشمی هم نیست ، و این نقطۀ کلیدی نگاه هاشمی است ! و به همین دلیل از نگاه او دفاع می کنم .
 11 فروردین 1390 
بسمه تعالی
ضرورت تغییر 
می گویند عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر و طولانی تر است عقاب می تواند تا 70 سال به خوبی و توانمندی میدان دار آسمان بی کران زندگی اش باشد !
عقاب برای اینکه به این سن و شرایط برسد ، باید در سن 40 سالگی ، تصمیم دشواری بگیرد که همان ضرورت اقدام برای تغییر در چنگال های بلند و نوک تیزش است . عقاب در زمانی که به حدود سن 40 سالگی می رسد . چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر کارآیی گرفتن طعمه را ندارند و نیز نوک تیزش خمیده و کند و فاقد توانایی هر گونه بریدن است. شهبالهای کهنسالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و اوج گرفتنش در آسمان سخت و دشوار می گردد . در این هنگام عقاب ، تنها دو گزینه در پیش رو بیشتر ندارد : یا باید در تنهایی و عزلت بمیرد و یا اینکه فرآیند دردناکی را که حدوداً چندین ماه طول می کشد را پذیرا گردد .
برای گذرانیدن این فرآیند ، عقاب باید به نوک کوهی که آشیانه دارد پرواز کند و در آنجا نوکش را آنقدر به سنگ بکوبد تا از جای کنده شود . پس از کنده شدن نوک ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه اش رشد کند ! سپس باید چنگال هایش را از جای برکند تا به جای آنها ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع می کند به کندن همه پرهای قدیمی اش ، سرانجام پس از چندماه عقاب پروازی دوباره را آغاز می کندو می تواند تا 70 سالگی ، با قدرت ، زندگی کند.
تغییر ، از ضرورت های زندگی بشری است و برای اینکه بمانیم ، باید فرآیند دگرگونی را آغاز کنیم باید از چنبرۀ عادت های کهنه و سنت های گذشته خود را رها کنیم و از سنگینی چهارچوب ها و ضوابط گذشته آزاد شویم تا بتوانیم اوج بگیریم و از فرصت های حال و آینده ، بهره مند شویم...

تهران-دفتر شخصی

11/01/1390 ساعت 17:00

 

 


طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام